بنابراين مي‌خواهيم يك‌چنين فساد وحشتناك و احمقانه را كه در اسقف‌نشين‌، سخت‌ ريشه دوانده است‌، با هر وسيله و شيوه‌اي كه در قدرت ماست از ميان برداريم‌. اكنون‌ وظيفه‌ٴ آگاه كردن و واداشتن همه‌ٴ مديران و معلمان مدارس متوسطه در حوزه‌ٴ سرشماسي‌ شما را بر عهده‌تان مي‌گذاريم‌... آنان نبايد به بچه‌هاي دبيرستاني تنها خواندن و نوشتن را يادبدهند، بلكه بايد آنان را تشويق كنند و تعليم‌دهند تا دعاي عشاي رباني‌، درود بر مريم‌ و ساير دعاها را ياد بگيرند و معني كلمات آنها را بفهمند، پيش از آن‌كه به خواندن ساير كتاب‌ها بپردازند. به‌علاوه‌، اعلام مي‌كنيم كه قصد داريم از اين پس به هيچ پسري اجازه‌ٴ تحصيل ندهيم مگر اين‌كه به اين شيوه آموخته باشد.
 
اين موضوع كه قبلاً در فصل اول هم مورد بحث قرار گرفت‌، ناشي از ضرورت آموزش زباني‌ بود كه با زندگي روزانه پيوندي نداشت و از آن كاملاً جدا شده بود. ((ارتباط)) ميان معلم و شاگرد ناقص بود، زيرا به زباني صورت مي‌گرفت كه تقريباً هميشه براي شاگرد حالت تصنعي داشت و گاه حتي براي معلم هم تصنعي بود. چنين بازتاب‌هايي درمورد ساير كشورها هم به اندازه‌ٴ انگلستان صادق بود، ولي با دورشدن زبان بومي از لاتيني مشكلات فزوني مي‌گرفت‌. اين‌ مشكلات براي يك ايتاليايي آشكارا كمتر از انگليسي بود. درهر صورت‌، اين تصنع‌، آموزش‌ سده‌هاي ميانه را در ابري از غيرواقعي‌بودن مي‌پوشاند.

4. آموزش در فرانسه‌

دانشگاه پاريس‌

درباره‌ٴ منشأ دانشگاه پاريس قبلاً سخن گفتيم (ج 2، ص 1191) و مي‌توان سابقه‌ٴ آن را تا پايان‌ سده‌ٴ دوازدهم پيگيري كرد. باز بايد از آن دانشگاه ياد كنيم‌، چون اهميت مطلق و نسبي آن در سده‌هاي سيزدهم و چهاردهم باز هم فزوني يافت‌. به‌علاوه‌، تصويري است روشن از اين واقعيت‌ كه دانشگاه‌ها براي ترويج درست‌ديني مورد استفاده‌ٴ وسيعي قرار مي‌گرفتند و در وهله‌ٴ اول‌ نهادهاي سياسي بودند. وظيفه‌ٴ ديگرشان‌، يعني تربيت افراد حرفه‌اي‌، متخصص و تربيت كاركنان‌ دولت و كليسا، قطعاً تحت‌الشعاع ضروريات درست‌ديني و تبليغات قرار مي‌گرفت‌.
دانشگاه پاريس در سال 1366 ناچار شد مقررات تازه‌ٴ فرستادگان پاپ‌، يعني كاردينال ژيل‌ دو مونتگ و ژان دو بلاندي را بپذيرد. اين مقررات نه‌تنها برنامه‌هاي درسي‌، بلكه حتي‌ كتاب‌هايي را هم كه بايد تدريس مي‌شد، تعيين مي‌كرد. اين فهرست در زمينه‌ٴ دستورزبان شامل‌ كتاب ابرهارد بتوني (سيزدهم ـ 1)؛ آموزش پسران الكساندر ويلديويي (سيزدهم ـ1)؛ در زمينه‌ٴ منطق‌، شامل ارغنون‌، مقولات بوئتيوس (ششم ـ1) و غيره‌؛ سپس شامل قسمت‌هاي مختلفي از